تبلیغات

تصویر ثابت

ܓܓنجات آب های کشاورزیܓܓ

..::صرفه جویی در بخش کشاورزی تنها راه حل رهایی از بحران آب::..
تاریخ:چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392-07:59 ب.ظ

◄ܓܓنجات آب های کشاورزیܓܓ►

◄ܓܓنجات آب های کشاورزیܓܓ►

..::صرفه جویی در بخش کشاورزی تنها راه حل رهایی از بحران آب::..






تماس با ما



داغ کن - کلوب دات کام
تاریخ:چهارشنبه 17 مهر 1392-04:07 ب.ظ

گزارش تصویری از دریاچه ارومیه

گزارش تصویری از دریاچه ارومیه


درج ۲ شماره گزارش میدانی خراسان از مرگ تدریجی «دریاچه ارومیه» در تاریخ های ۱۳ و 92.7.14 در همین صفحه بازتاب های مردمی و کارشناسی بسیاری در پی داشت. از آن جمله است تماس خبرنگار دفتریکی از روزنامه‌های محلی آذر بایجان غربی از ارومیه و تشکر آن ها به خاطر پرداختن جامع و کامل به این معضل ملی، تماس و تشکر شهروندان آذربایجان غربی که در طول مدت ماموریت گزارشگر خراسان با موضوع ماموریت آشنا شده بودند تماس چند تن از کارشناسان آب منطقه ای خراسان رضوی و درخواست آن ها برای پی گیری معضلات آب استان به همین صورت، تماس دوست داران محیط زیست و NGOهای فعال در این زمینه و ارسال نظرات و پیشنهادات مکتوب کارشناسان آب، منابع طبیعی، محیط زیست و مردم عزیز کشورمان که این توجه و لطف مردم و کارشناسان ما را بیش از پیش در انجام هر چه بهتر و با کیفیت تر گزارش های بعدی، مقید و مسئول می سازد.

 

به نقل از روزنامه خراسان مورخ 15 مهر 1392




داغ کن - کلوب دات کام
تاریخ:چهارشنبه 17 مهر 1392-04:07 ب.ظ

دریاچه ارومیه فدای کشاورزی ناپایدار

دریاچه ارومیه فدای کشاورزی ناپایدار


همین سال گذشته بود که یک استاد بیولوژی دانشگاه یوزیل شهر وان ترکیه همان چیزی را گفت که بیش از 20 سال است کارشناسان کشور خودمان می گویند ولی صحبت های وی به سرعت منتشر شد و صحبت های کارشناسان و دلسوزان خودمان به بایگانی پیوست.

دکتر"فوزی اوزگوکجه"گفت: مشکل دریاچه ارومیه ، مشکل ایران نیست حتی مشکل کشورهای منطقه هم نیست بلکه متعلق به کل دنیاست و این وظیفه ما را در پاسخ گویی به نسل های آینده سنگین تر می کند.

وی افزود: زیبایی های موجود در این تالاب، بی نظیر و ثروت بی پایانی در آن نهفته است. از این رو همه متخصصان دنیا وظیفه دارند با ایران همکاری کنند تا مشکل این دریاچه حل شود به ویژه کشور ما که همسایه ایم.

این زیست شناس ترک تبار همچنین تأکید کرد که صرفاً تبخیر آب عامل خشک شدن دریاچه ارومیه نشده بلکه با توجه به خشکسالی موجود در منطقه ، بخش کشاورزی از منابع زیرزمینی استفاده بیشتری کرده است. در نتیجه برای مدیریت منابع آب زیر زمینی حفر چاه های غیر مجاز کشاورزی باید متوقف شود چرا که برداشت بی رویه آب نه تنها آب های زیر زمینی را کاهش می دهد بلکه باعث انتقال آب شور از دریاچه به چاه ها می شود که لطماتش به زیست بوم و کشاورزی بسیار بیشتر از خشک شدن دریاچه است.

 

دو همسایه با سرنوشت متفاوت

در حالی که برخی مسئولان اصرار دارند مشکل به وجود آمده در دریاچه ارومیه را به گردن طبیعت بیندازند و خشک شدن آن را محصول شرایط آب و هوایی قلمداد کنند ، مسافرانی که این روزها از ایران به ترکیه و دریاچه"وان"می روند و برمی گردند از طراوت و سرزندگی این دریاچه خبر می دهند که در همسایگی استان آذربایجان غربی و در استان"وان"ترکیه قرار دارد.

در حالی که دریاچه ارومیه در سال های اخیر حرکت پر شتابی رو به خشک شدن داشته و هم اکنون بیش از 70 درصد آن خشکیده است و در قسمت هایی هم که آب وجود دارد ، عمق آن بسیار کاهش یافته ، دریاچه وان زیبا و پر غرور به حیات خود ادامه می دهد و زیست بوم آن نیز پویا و دست نخورده باقی مانده است.

کمتر از 3 سال پیش رئیس جمهور وقت مدعی شد که وضعیت دریاچه طبیعی است و این حالت هر 500 سال یک بار در این دریاچه رخ می دهد. البته وی نگفت که اطلاعاتش بر چه مبنایی بوده است. رئیس دولت دهم، البته تنها کسی هم نبود که با نادیده گرفتن سدسازی های غیراصولی و احداث یک جاده غیراستاندارد در وسط دریاچه کوشید از عوامل انسانی رفع تقصیر کند بلکه بسیاری از مسئولان ملی و محلی نیز چنین دیدگاه هایی را مطرح می کردند ( حتی هنوز هم عده ای بر آن پافشاری می کنند)و تنها راه نجات دریاچه را بارش نزولات آسمانی می دانند و شرایط اقلیمی را عامل مرگ تدریجی دریاچه می شمارند.

ولی اگر در فاصله فقط 150 کیلومتری دریاچه ارومیه ، دریاچه بزرگ دیگری به اسم " وان" در ترکیه وجود نداشت ، شاید می شد توجیه های مسئولان را پذیرفت ولی وقتی در همسایگی دریاچه ارومیه ، دریاچه وان قرار دارد که همان شرایط اقلیمی و تقریباً حوضه آبریز مشابهی دارد و نشانی از مرگ در آن دیده نمی شود، چگونه می توان همه تقصیرها را متوجه آب و هوا کرد؟

اکنون مردم و مسافران از ما و مسئولان می پرسند که دریاچه های ارومیه و وان در یک اقلیم آب و هوایی قرار دارند و اگر خشکسالی و کمبود بارش دلیل خشکی دریاچه ارومیه باشد، هر دو دریاچه از آن متاثر می شوند نه این که یکی به حال احتضار درآید و دیگری در شرایط طبیعی سیر کند.

پس دلیل اصلی چیست؟ البته می دانم که تو هم خوب می دانی عامل اصلی خشک شدن دریاچه ارومیه چیست ولی حالا که صحبت های دیگران بیش از صحبت های خودمان تأثیر گذار است بگذار از زبان همان استاد بیولوژی دانشگاه یوزیل شهر وان ترکیه بگویم که اگر تا کنون مقوله ای به نام خشک شدن دریاچه وان ، ترکیه را به چالش نکشیده است به این علت است که آن ها توانسته اند با چند راهکار دریاچه وان را حفظ کنند.

دکتر فوزی اوزگوکجه توضیح می دهد: اول این که ، به طور جدی و عملیاتی چاه های آب حاشیه و اطراف دریاچه وان را مدیریت کرده‌ایم.کار دوم ما این بوده که با کنترل سد سازی، از انباشت بیش از حد آب پشت سدهای موجود جلوگیری می کنیم.

این استاد دانشگاه ترکیه ای اضافه می کند: یک نکته هم درباره هدر روی آب وجود دارد که باید در مدیریت منابع آب به آن توجه شود و آن این که همواره مقدار قابل ملاحظه ای آب درحوضه آبخیز دریاچه ها به هدر می رود ولی آب هدر رفته الزاماً همان آب تبخیر شده پشت سد ها یا مسیر رودخانه های منتهی به دریاچه نیست بلکه گاه از طریق راه های زیر زمینی به یک تالاب دیگر منتقل و در آن جا انباشته می شود.

دکتر فوزی همچنین از مردم ایران همان چیزی را می خواهد که سال هاست در حال رخ دادن است. او می گوید:"دریاچه ارومیه را تنها نگذارید". شاید این استاد دانشگاه کشور همسایه باید این توصیه را به مسئولان و متولیان این امر می کرد نه به مردمی که تا ابد دریاچه ارومیه را فراموش نخواهند کرد. ولی به راستی پاسخ مسئولان حداقل در قبال عوامل انسانی و سوء مدیریت های دخیل در خشک شدن دریاچه ارومیه چیست؟

شاید در قدم اوّل مسئول ترین دستگاه، آب منطقه ای آذربایجان غربی باشد، پس به سراغ معاون طرح و توسعه این دستگاه متولّی تأمین آب استان می روم. مهندس"برشنده" گره کور دریاچه را حاصل سیاسی شدن بحث می داند و می گوید: از زمانی که بحث های کارشناسی جای خود را به سیاسی کاری داد، کار گره خورد و به جای نجات دریاچه ارومیه همه تقصیر را به گردن هم انداختند.

وی نیز البته مقصر اصلی را خشکسالی می داند ولی در عین حال متذکر می شود که بارش ها طی سال های اخیر بهتر از سال های گذشته بوده (و آب دریاچه باز هم کاهش یافته!) برشنده می گوید: متوسط کل بارندگی طی ۲ سال اخیر نسبت به میانگین دراز مدت حدود 12.5 میلی متر افزایش نشان می دهد که این میزان در حوزه دریاچه ارومیه حدود 7 درصد افزایش را نشان می دهد.

پس چرا با وجود افزایش بارندگی ها باز هم دریاچه در حال خشک شدن است؟ معاون طرح و توسعه آب منطقه ای آذربایجان غربی می گوید: توجه داشته باشید که شکل این بارش ها از برف به باران تغییر یافته و ماندگاری کمتری داشته است. همچنین دمای کلی دریاچه حدود 1.8 درجه سانتی گراد افزایش یافته که با هر درجه افزایش دما، تبخیر آب حدود 20 درصد افزایش می یابد.

وی عامل دیگر را افزایش ۳ برابری جمعیت منطقه نسبت به ابتدای انقلاب می داند و می گوید: این افزایش جمعیت آب بیشتری هم می طلبد. قشر عظیمی از این جمعیت نیز کشاورزان هستند که با توجه به 2 تا 3 برابر شدن اراضی آبی باید به فکر تأمین آب مورد نیاز آن ها هم باشیم. ضمن این که به دلیل نبود طرح آمایش سرزمین و مشخص نشدن کشت های مناسب برای منطقه، کشاورزان که دیدند ظاهراً آب فراوان است به سمت کشت های پر مصرف روی آوردند و باغ های انگور را تخریب کردند و به جای آن سیب و هلو و . . . کاشتند.

در صحبت های برشنده، جای خالی سدها و چاه های غیر مجاز به خوبی مشهود است. وقتی از وی در این باره می پرسم می گوید: موضوع سدها و تعداد آن ها را بسیار بزرگ نمایی کرده اند. برخی آقایان تعداد کل سدهای در دست بهره برداری، در حال ساخت و حتی روی کاغذ را به عنوان سدهای در حال بهره برداری ذکر کرده اند که این عین بی انصافی است. این در حالی است که پیش از انقلاب ما 3 سد داشتیم که ۲ دهنه در حوزه دریاچه بود و پس از انقلاب 4 سد دیگر ساختیم که 3 دهنه آن در حوزه دریاچه است.

وی اضافه می کند: کل آب موجود در سدهای استان ما ۶۰۵ میلیون متر مکعب است و این رقم در استان آذربایجان شرقی ۵۳ میلیون متر مکعب و حجم آب قابل آزادسازی کل، حداکثر ۴۵۰ میلیون متر مکعب است در حالی که در اجلاس دریاچه ارومیه تصویب شده بود که سالانه 3.1 میلیارد متر مکعب از طریق سه استان آذربایجان شرقی، غربی و کردستان تحویل دریاچه شود. می بینید که آب موجود پشت سدهای دو استان آذربایجان شرقی و غربی بسیار ناچیز است پس دلیل خشک شدن دریاچه سدهای ما نیست.

برشنده اضافه می کند: تا امروز استان های آذربایجان غربی و کردستان یک میلیارد و ۲۴۶ میلیون متر مکعب از سهمیه خود را داده اند و آذربایجان شرقی ۱۲۸ میلیون متر مکعب راهی دریاچه کرده است در مجموع یک میلیارد و ۳۷۴ میلیون متر مکعب می شود یعنی تنها به ۴۴ درصد از تعهدات عمل شده است.

ولی آمار و ارقام می گوید که تعداد سدهای در حال بهره برداری در این حوزه بیشتر از ۵ سد است. برشنده می گوید: از سال ۸۵ تاکنون در مجموع ۱۴ سد کوتاه و بلند در منطقه ساخته شده که ۱۰ عدد آن در حوزه دریاچه است و از این ۱۰ سد ۵ تا کوتاه و ۵ سد دیگربلند است که مجموع کل آب در دسترس آن ها رقم ناچیزی است در حدود ۱۰ میلیون متر مکعب، بنابراین صحبت کردن از آن ها و آوردن آن ها در آمار و به عنوان جزئی از عوامل خشکی دریاچه، صحیح نیست.

وی درباره اثرات بلندمدت سدهای موجود بر دریاچه چیزی نمی گوید و تنها به همین آمار و ارقام مقطعی اشاره می کند در حالی که اثر واقعی سدها را باید در درازمدت بر اساس میزان آبی که طی همه این سال ها از دریاچه حذف کرده اند بررسی کرد. وقتی هم که از وی درباره رقم عجیب و سوال برانگیز چاه های بدون مجوز در حوزه دریاچه می پرسم( ۳۰ هزار حلقه) و چگونگی حفر این چاه ها بدون مجوز و نیز تصمیم آب منطقه ای استان برای برخورد با آن ها، تنها می گوید: با ۲ یا ۳ برابر شدن اراضی آبی، کشاورزان آب مورد نیازشان را هر طور که باشد به دست می آورند، اگر از سد نباشد، چاه می زنند. به نظر من بی برنامگی در حوزه کشاورزی باعث افزایش تعداد چاه های غیرمجاز شده است.

برشنده بدون اشاره به مسئولیت دستگاه متبوعش در این بین می گوید: یکی از بزرگ ترین اشتباهات، تغییر باغ های انگوربه سیب و دیگر اقلام پرمصرف و همچنین کشت و ترویج کشت چغندر قند در منطقه بود که آب بسیار زیادی مصرف می کنند. به نظر من باید برای کشاورزان محدودیت گسترش اراضی کشاورزی قایل شد و این ممکن نیست مگر آن که کاری کنیم که مصرف آب بیشتر برای کشاورزان مقرون به صرفه نباشد.

و اما راهکار کوتاه مدت و موثری که مسئولان برای نجات دریاچه پیشنهاد داده اند، یعنی انتقال آب از شمال و جنوب به دریاچه.

قصه این راهکار چیست؟معاون طرح و توسعه آب منطقه ای آذربایجان غربی می گوید: طرح انتقال ۶۰۰ میلیون متر مکعب آب از رودخانه ای در جنوب، پیش از این به عنوان طرح جبران آثار سدسازی نیز مطرح بود و چیز جدیدی نیست ولی آن چه که برای نجات دریاچه در نظر گرفته شده، انتقال ۳۵۰ میلیون متر مکعب آب از شمال و رودخانه ارس است که کاری دشوار است و نیاز به همکاری وزارت امور خارجه دارد زیرا این رودخانه مرزی و مشترک است. اما به نظر ما این کار شدنی است و با مخالفت کشورهای همسایه مواجه نمی شود.

این اقدام ها چه زمانی به نتیجه می رسد؟ آیا اصلاً  این راهکارها عملی است؟ برشنده می گوید: کارهای مطالعاتی هر دو پروژه انجام شده و اگر بودجه لازم تامین شود، تامین آب از جنوب ۶ ساله و از شمال ۴ ساله به پایان می رسد. بودجه مورد نیاز هم برای انتقال آب از ارس ۲ هزار میلیارد ریال و برای جنوب ۱۰۰۰ میلیارد ریال است.

وی تاکید می کند: نه تغییر اقلیم، نه سدسازی، نه افزایش جمعیت و نه کشاورزی نادرست، هیچ یک به تنهایی عامل خشک شدن دریاچه نیست، بلکه مدیریت منابع آب کار را به این جا رسانده واین مدیریت توسط یک یا دو دستگاه به تنهایی صورت نگرفته است. اکنون نیز نیاز به یک مدیریت یکپارچه آب و نیز هماهنگی کامل دستگاه های مختلف داریم.

 

باید کار را به مردم سپرد

ولی «محمد درویش»، فعال زیست محیطی و عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور نجات دریاچه ارومیه را در دست گروهی می داند که معاون طرح و توسعه آب منطقه ای آذربایجان غربی نامی از آن نمی برد؛«مردم». هرچند وقتی برای وی می گویم که در مصاحبه هایم با مردم و کشاورزان منطقه، تمایلی برای کمک به احیای دریاچه ارومیه در آن ها ندیده ام، می گوید: منظور من ایجاد تشکل های مردم نماد است که این تشکل ها باید کشاورزان را توجیه و وادار به همکاری کنند. نکته مهم این که این تشکل ها باید از همین مردم و وابستگان آن تشکیل شده باشد تا تلاش هایشان موثر باشد، باید به کشاورزان گفته شود که با ادامه این روند به زودی کشاورزی در آن منطقه نیز نابود می شود و پایدار نخواهد ماند.

وی توضیح می دهد که کشاورزان به دلیل ناآگاهی که دارند چندین پمپ آب در دریاچه سد زرینه رود گذاشته اند و اراضی دیم را به آبی تبدیل کرده اند و در این بین نه دولت احساس مسئولیت می کند و نه مجلس، اگراین گونه پیش برویم، دریاچه قطعاً نابود می شود ولی اگر کار را به تشکل های مردم نماد بسپاریم و دولت و مجلس هم وظایف خودشان را به درستی انجام دهند، می توان هنوز به نجات دریاچه امیدوار بود.

برای درویش از حجم کم آب پشت سدهای حوزه می گویم و ادعای معاون طرح و توسعه آب منطقه ای آذربایجان غربی مبنی بر بی تاثیر بودن سدها در خشکی دریاچه. وی می گوید: بیان حجم فعلی سدها و مقایسه آن با کمبود آب دریاچه کاری است اشتباه و عجیب. چرا از سال ۸۲ نمی گویند که حجم آب همین سدها 2.5 میلیارد متر مکعب بود؟

ما هشدار دادیم

اما سوال دیگری که اذهان عمومی را به خود مشغول کرده این است که پس حفاظت محیط زیست منطقه، طی این سال ها چه کرده است؟چرا با سدسازی و افزودن اراضی کشاورزی و دیگر عملیات عمرانی غیراصولی مقابله نکرده است؟

«عباس نژاد» مدیر کل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی در پاسخ به این سوال می گوید: ما ۳۰ سال است که هشدارداده و می دهیم ولی به هیچ یک از هشدارهای ما توجه نشده است. مدارک آن هم موجود است. اما هم اکنون کل طرح های توسعه ای را در منطقه متوقف کرده ایم.

وی می گوید: طی سال های گذشته، متاسفانه تحت این عنوان که استان ما دومین استان آبی کشور است ، زمین های بایر و دیم زیادی را زیر کشت آبی بردند و به جای محصولات کربن ۴ و کم مصرف محصولات پرمصرف کشت شد. بدین ترتیب دریاچه ارومیه و توسعه پایدار را فدای کشاورزی ناپایدار کردیم.

از عباس نژاد درباره سهم خشکسالی در نابودی دریاچه ارومیه می پرسم، می گوید: خشکسالی حداقل ۵۰ درصد در این قضیه دخیل بوده است ولی فراموش نکنیم که ما هم در منطقه عوامل طبیعی را به نفع تغییر اقلیم تغییر داده ایم که اکنون تاثیر آن به ۵۰ درصد رسیده است وگرنه چرا همین خشکسالی، دریاچه وان را خشک نکرده است؟

از وی درباره حیات وحش منطقه و آرتمیاهای دریاچه می پرسم، می گوید: آرتمیا در حال حاضرفقط در برخی سواحل دریاچه و مصّب رودخانه ها دیده می شود. تعداد گوزن های زرد نیز طبق آخرین سرشماری ۲۵۰ راس است و هیچ گونه مشکلی برای این گونه وجود ندارد ولی پرندگان از تالاب های اطراف استفاده می کنند و پوشش گیاهی منطقه هم به شدت دچار مشکل شده است.

اما نگرانی دیگر مردم، توفان های نمکی است. مدیر کل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی، این نگرانی را بی مورد می داند و می گوید: البته بحث ذرات نمکی یک تهدید بالقوه است ولی فعلاً شعاع آن فقط در حوزه جزایر بوده اما به تدریج حوزه تاثیرگذاری آن بیشتر خواهد شد. آن چه مسلم است این ریزگردها اگر گسترش یابد باعث نابودی حیات خواهد شد.

وقتی روی پل میان گذر دریاچه می ایستم، پشت سرم کویر نمک است و روبه رو آب قرمز رنگی با عمق بسیار کم که هر روز پس روی می کند. دلم برای دریاچه می سوزد. حال بیمار در حال مرگی را دارد که برای آخرین نفس ها به هرچیزی چنگ می اندازد و در نگاهش التماس موج می زند. کاش می شد دستش را گرفت.

به نقل از روزنامه خراسان مورخ 14 مهر 1392




داغ کن - کلوب دات کام
تاریخ:چهارشنبه 17 مهر 1392-04:06 ب.ظ

سـد و سـازه‏ های آبـی در ایـران باستـان

سـد و سـازه‏ های آبـی در ایـران باستـان


با این که ایرانیان اوّلین سدهای دنیا را نساخته ‏اند امّا کشور ایران از کشورهای قدیمی سدساز در دنیا بشمار می‏رود. تاریخ سدسازی در ایران، قدمتی بسیار طولانی دارد و هنوز هم می‏توان نشانه‏ هایی از سدهای قدیمی را یافت. آثار بعضی از سدهای بجا مانده در ایران، تا 2000 سال عمر دارند.

به طور کلی سدسازی و نیز لایروبی و مرمت سدها مانند سایر کارهای عام المنفعه و طرح‏‏های بزرگ به دست حکومت‏هایی که به آبادانی، پیشرفت و گسترش قلمرو خود علاقه‏ بیشتری داشتند انجام می‏گرفته است و در این میان، رونق اقتصادی و پیشرفت شهرهای مرتبط با سیستم‏های آبیاری و آب‏رسانی نیز بستگی بسیار زیادی با مقوله‏ سد و سدسازی داشته است.

 

در ایران و از حدود 2000 سال قبل، کارهای زیادی برای کنترل و ذخیره‏ آب انجام شده است.

«بند میزان» در شهر «شوشتر» با قدمت 1700 سال

 

فرمانروایان هخامنشی در زمان حکومت خود، به واسطه‏ وضعیت جغرافیایی ایران و علاقه ‏ای که در گسترش سرزمین تحت فرمانروایی از خود نشان می‏دادند، سدها و بندهای زیادی در بخش‏های جنوبی و جنوب غربی ایران احداث نمودند.

یکی از این سدها، سدی است که به دستور «کوروش»، بنیانگذار سلسله‏ هخامنشیان بر روی رودخانه‏ «دیاله» که از قدیم به رودخانه‏ «اَروند» می‏ پیوسته است، ساخته شد. این سد از خاک و چوب درست شده بود و برای آبیاری زمین‏های کشاورزی استفاده می‏گردید. 

«بنــد بهمـــن» با قدمت 2000 سال

 

در دوره‏ هخامنشیان سدهایی بر روی رودخانه‏ های «فُرات» و «اَروند» و همچنین سدهایی بر روی رودخانه‏ «کُر» در استان فارس و در اطراف «تخت جمشید» ساخته شد. «سد داریوش» بر روی رودخانه‏ کُر و در محل فعلی «سد درود‌زن»، 2000 سال پیش ساخته شد و آب آن به تخت‌جمشید منتقل می‌شده است.

«سد ناصری» در 48 کیلومتری شمال‏ غربی تخت‏ جمشید و سدهای دیگری به نام‏های «بند فیض آباد» در حدود 45 کیلومتری شمال تخت‏ جمشید با 25 متر طول و 25 متر ارتفاع و «بند بهمن» با ارتفاع 8 متر در جنوب شهر شیراز از سدهای دوره‏ هخامنشیان می‏باشند.

 


پل بند «شادِروان» در شهر «شوشتر»

 

«بند امیر» در شمال‏ شرقی شهر شیراز بر روی رودخانه‏ کُر در 1000 سال پیش برای ذخیره‏ آب، آبیاری زمین‏های کشاورزی و همچنین استفاده از نیروی ذخیره شده در پشت آن برای راه ‌اندازی آسیاب‌های آبی ساخته و مورد استفاده قرار می‏گرفته است. علاوه بر سدهای ذکر شده در استان خوزستان؛ بندها و سدهای دیگری نیز ساخته شده بود که عبارت بودند از : سد «قلعه رستم» در 33 کیلومتری شمال شهر شوشتر بر روی رودخانه‏ کارون، سد «شعیبیه» در 24 کیلومتری جنوب‏ غربی شهر شوشتر بر روی رودخانه‏ دز، سد «عجیرب» در 36 کیلومتری شهر شوشتر بر روی رودخانه‏ دز، سد «کرخه» در 15 کیلومتری شمال شهر حمیدیه، سد «ابوالعباس» در 18 کیلومتری شهر رامهرمز، سد «ابوالفارس» در جنوب‏ شرقی شهر رامهرمز و سد «جراحی» در 29 کیلومتری جنوب رامهرمز.


«بنــد امیـــر» با قدمت 1000 سال

 

از دیگر سدهای قدیمی ایران، می‏توان از سد «ششطراز» با قدمت 900 سال، سد قدیمی «ساوه» با قدمت 700 سال، سد «کـَبار» با قدمت 700 سال، سد قدیمی «طُرُق» با قدمت 500 سال، سد «کُریت» با قدمت 400 سال و سد «فریمان» با قدمت 400 سال نام برد.

در دوره ‏های بعدی و تا قبل از شروع سد‏سازی به صورت علمی و جدید، در مناطق مختلف ایران سدهای بسیاری ساخته شد که برخی از آن‏ها هنوز هم دایر و قابل استفاده می‏باشند.

 


سد قدیمی «طُرُق» در شهر مشهد با قدمت 500 سال




داغ کن - کلوب دات کام
تاریخ:سه شنبه 26 شهریور 1392-05:18 ب.ظ

قنـات‏ های ایـران

قنـات‏ های ایـران


در ایران حدود 35000 رشته قنات وجود دارد که سالانه حدود 8.2 میلیارد مترمکعب آبدهی داشته و حدود 11 درصد از برداشت منابع آب زیرزمینی را شامل می‌شود. «اچ ‌ای وولف» در کتاب «قنـات‌های ایـران» طول قنـات‌های ایران را 274000 کیلومتر عنوان کرده است. بدین ترتیب طول قنات‌های ایران 43 برابر طول دیوار چین با 6350 کیلومتر و 18 برابر قطر کره‏ی زمین با 14663 کیلومتر طول است.

عمیق‌ترین قنات که قدمت آن به ورود اقوام آریایی‌ به ایران باز می‌گردد، قنات «قَصَبه» در شهر «گُناباد» واقع در استان خراسان رضوی می‏باشد. قنات قصبه‌ گناباد پیشینه‌ تاریخی٢٥٠٠ ساله دارد و بیش از 2000 هکتار از اراضی کشاورزی این شهرستان را به صورت سنتی آبیاری می‌کند.

قنات قصبه با ٣٤٠ متر عمق، 60 کیلومتر طول و ٤٧٠ حلقه چاه به عنوان عمیق‌ترین قنات دنیا،  بدون شک یکی از عجایب تمدّن بشری به شمار می‌رود. قنات قصبه از نظر طولی دوّمین قنات ایران بعد از قنات «زارچ» در استان یزد محسوب می‌شود و پُر آب‏ ترین قنات منطقه‌ی کویریاست.

 

مظهر یک قنات

 

طولانی‌ترین قنات ایران به نام «زارچ» در شهر یزد واقع است. طول قنات زارچ به 120 کیلومتر می‌رسد و تعداد چاه های آن 2115 حلقه است.

شگفت‏ انگیزترین قنات، قنات دو طبقه‏ «مون» در شهر اردستان واقع در استان اصفهان است که 800 سال پیش احداث شده است. در قنات مون دو رشته آب، 2 کیلومتر به موازاتِ هم حرکت می‏کنند. این قنات، چاه‌های مشترک ولی مادر چاه‌ها و مظهر متفاوت دارد.

در شهر تهران نیز حدود ٣٠٠ رشته قنات وجود دارد که بعضی از آن‌ها یکدیگر را به صورت ضربدری قطع می‌کنند. قنات‌های شهرهای تهران و ری که دشت ورامین را آبیاری می‌کردند تا ٣٠ سال گذشته جزو پرآب‌ترین قنات‌های دنیا بودند که متأسفانه در ٢٠ سال گذشته به دلیل تخریب مادر چاه‌ها و عدم لایروبی از رونق افتاده‌اند. تاریخ حفر این قنات‌ها به دوره‌ی «صفویه» و «قاجاریه» برمی‌گردد.

یکی دیگر از قنات‌های جالب ایران، قنات جزیره‏ کیش است که در سال 1371 کشف شد. این قنات 2000 ساله، ‌اکنون جهت جذب گردشگران، تبدیل به یک شهر زیرزمینی شده است. تاکنون 200 حلقه چاه در مسیر این قنات شناسایی شده که فاصله‏ هر چاه با چاه بعدی حدود 14 تا 16 متر است.

 

قنات «جزیره‏ کیش»

 

سقف قنات جزیره‏ کیش به ضخامت 2 تا 15 متر از سنگواره، صدف و مرجان‏هایی با قدمت 270 تا 570 میلیون سال پوشیده شده است. 4 کیلومتر از مسیر این قنات تاکنون حفاری و لایروبی شده است و هم اکنون در عمق ١٥ متری این قنات، شهری زیرزمینی با کاربری سیاحتی و تجاری در حال ساخت و تکمیل است. قنات جزیره‏ کیش که آب شیرین قابل شرب ساکنان جزیره را در قدیم تأمین می‏کرده است، اکنون به یک شهر زیرزمینی شگفت‏انگیز بدل شده که بیش از 10000 متر مربع وسعت دارد.


قنات قصبه در شهرستان گناباد قرار دارد و بزرگ ترین قنات در خاور میانه است




داغ کن - کلوب دات کام
تاریخ:سه شنبه 26 شهریور 1392-05:18 ب.ظ

آسیـاب‏ های آبـی

آسیـاب‏ های آبـی


ایرانیان از زمان‏های قدیم با احداث آسیاب‏ های آبی در اکثر شهرها و روستاها، به نحو مطلوبی از نیروی آب استفاده‏ بهینه کرده و آرد مورد نیاز خود را تهیه می‏کردند. اختراع سه نوع آسیاب آبی، نمایانگر دانش و بینش ژرف ایرانیان باستان در کلیه‏ علوم از جمله آب‌شناسی است.

 

آسیاب‏ های آبی شهر «شوشتر» در استان خوزستان با  1700 سال قدمت

آسیاب‏ های ساخته شده در ایران باستان را می‏توان به 3 گروه تقسیم ‏بندی نمود. اوّل آسیاب «تنوره» یا «نورس» یا آسیاب «پره»، با محوری عمودی و پره‌های قاشقی؛ دوّم آسیاب چرخی با محور افقی که رومیان قدیم به آن آسیاب «ویترویان» می‏گفتند و سوّم آسیاب شناور، که با پره‌های بزرگ پارویی دَوَران می‌کرده است و در رودخانه‌های استان خوزستان به تعداد زیادی وجود داشته و بازمانده‏ این نوع آسیاب آبی هنوز در شهر شوشتر در استان خوزستان خودنمایی می‌کند.

 

آسیاب آبی





داغ کن - کلوب دات کام


  • تعداد صفحات :283
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...